الفيض الكاشاني

176

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

متعال فرموده است : وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ « 1 » ، در حالى كه آنها گفتند : إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ « 2 » ، و اين سخنى راست است ليكن خداوند آنها را تكذيب كرد و اين از جهت آنچه بر زبان جارى كردند نبود بلكه حق تعالى چيزى را كه منافقان در درون دل داشتند تكذيب كرد ، و تكذيب همواره متوجه خبر مىشود ، و سخن آنها به قرينهء حاليّه متضمن اخبار است چه گوينده خود را چنان مىنماياند كه به آنچه مىگويد معتقد است ليكن قرينهء حاليّه دلالت دارد بر اين كه نسبت به آنچه در دل دارد دروغگوست زيرا اگرچه در الفاظ دروغ نگفته است ليكن نسبت به آنچه در ضمير دارد دروغگوست . بنابراين يكى از دو معناى اين صدق به خلوص نيّت باز مىگردد ، و آن عبارت از اخلاص است و هر صادقى ناگزير بايد مخلص باشد . صدق سوم صدق در عزم است ، زيرا آدمى پيش از عمل عزم مىكند و در پيش خود مىگويد : اگر خداوند مالى روزيم فرمايد همه يا نيم آن را صدقه خواهم داد . همچنين اگر در طريق حق با دشمنى برخورد كردم با او پيكار خواهم كرد و باك ندارم كه در اين راه كشته شوم ؛ و نيز اگر خداوند به من حاكميتى عطا كند در آن به عدالت رفتار خواهم كرد و با گرايش به اشخاص و ستمگرى مرتكب گناه نخواهم شد . اين عزم و تصميم كه در نفس ملاحظه مىشود گاهى قاطع و صادق است و زمانى در آن انحراف و ترديد و ضعف وجود دارد كه در اين صورت با صدق در عزم تضاد خواهد داشت چه صدق در اين جا عبارت از كمال و قوت است چنان كه مثلا گفته مىشود : فلانى داراى شهوتى صادق است ، و يا اين بيمار شهوتش كاذب است و اين را به هنگامى مىگويند كه شهوتش ناشى از سببى ثابت و قوى نبوده و يا ضعيف باشد . بنابراين مراد از اطلاق در اين جا همين معناست ، و صادق و صديق كسى است كه عزم خود را در همهء امور خير قوى و كامل يابد به طورى كه هيچ گونه انحراف و ضعف و ترديد در آن وجود نداشته بلكه نفس او هميشه قاطعانه مصمّم به انجام دادن امور خير باشد . صدق چهارم در وفاى به عزم است ، و عزم در حال مستلزم داشتن سخاوت نفس است چه در عزم و وعدهء به آينده مشقتى نيست و زحمت آن سبك و ناچيز مىباشد . هنگامى كه وعده فرا مىرسد و تمكن حاصل مىگردد ، شهوتها برانگيخته مىشود و عزم از ميان مىرود

--> ( 1 ) منافقون / 2 : . . . ليكن خداوند گواهى مىدهد كه منافقان دروغگويند . ( 2 ) منافقون / 2 : ( ما گواهى مىدهيم ) به يقين تو پيامبر خدايى .